خرید بک لینک
امروز یاد خیلی وقت پیش افتادم که برای بخش کودک، مجله سنجاقک و پوپک می نوشتم! روزگار خیلی خوبی بود. چون با تمام وجود سعی می کردم، داستان هایی رو براشون بنویسم که از واقعیت های زندگی باشه!. بهشون چیز یا

برچسب: نویسنده: نگار بختیاری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 18:58

دیروز جزو اون معدود روزایی بود که، مجلس روضه دعوت می شدم!. اکثر روزهایی که باید به جایی برم خیلی کارم سنگین می شه:) مثلا اینکه کامل سینک رو خالی کنم وبرق بندازم. گاز هم باید بدرخشه!. خانه رو کاملا جم

برچسب: نویسنده: نگار بختیاری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 18:58

نمی دانم! یکسری وبلاگ ها که صفحه زمینه شان سیاه است، من چشمم می خواهد کور شود یا بقیه هم همینطور هستند!؟ اصلا خودشان دلشان نمی گیرد هر روز نگاهشان بیافتد؟!! یک رنگ هایی هستند که وقتی آدم می بیند فقط چ

برچسب: نویسنده: نگار بختیاری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 18:58

این نکاتی را که راجع به خانه داری می نویسم تجربه های شخصی من هستند. خیلی هم مهم هستند. وبلاگ خانم شین را می خواندم که نوشته بودند یکی از دوستانشان به ایشان راه باز کردن در قوطی های شیشه ای مربا و ترشی

برچسب: نویسنده: نگار بختیاری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 18:58

مرد خسته از کار به خانه آمد!. کوله بارش پر بود از غم ها و مشکلات. نگاهش رمق نداشت. اما با همه وجود سعی کرد لب هایش را به خنده از هم باز کند!. چشم هایش را بست و دوباره باز کرد. مرد دوست داشت لبخند را ب

برچسب: نویسنده: نگار بختیاری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 18:58

همه دنبال یه چیزی می گردند که آرامشان کند! انگار همه یک جورایی دل تنگ و خسته اند! با اینکه در این خانه جدید همسایه ها کاری به کار هم ندارند، باز هم این باعث نشد که حالم بهتر شود!. منظورم نوع بد قضیه

برچسب: نویسنده: نگار بختیاری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 18:58

توی این مدت وضع معیشت مردم خیلی سخت شده. تقریبا بی شباهت به دوران جنگ هم نیست.اما آن دوران مردم خیلی با هم همدلی می کردن. فقط گرونی مردم رو آزار می داد.اما الان این تنها گرونی نیست که درد هر شبه مردم

برچسب: نویسنده: نگار بختیاری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 18:58

حیاط خانه پدری ام، برایم پر از خاطره های بی نظیر است. انگار با هر سختی و غمیدلم می خواهد که برگردم به آن حیاط و باز زیر درخت های پر از میوه اش آرام بگیرم.آلبالو، گردو، آلو ، زردآلو، انجیر، به،شاه توت

برچسب: نویسنده: نگار بختیاری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 18:58

یه زمانی بود که هرجا می خواستی بری، کافی بود فقط بری لباس بپوشی و بری خونه کسی که دوست داشتی.مطمئن بودی که صاحبخونه هیچ وقت بدش نمی یاد. اما الان خیلی عوض شده!. کافیه حتی خونه نزدیک ترین افراد بی دعوت

برچسب: نویسنده: نگار بختیاری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 18:58

امروز کمی دلم گرفته بود! شاید از دیدن بعضی چیزها بعضی ها اصلا خم به ابرو نیاورند،ولی من اگر کسی به معشوقم چیزی بگوید به شدت ناراحت می شوم!!. مگر می شود عاشق کسی باشی و دل و جانت برایش بتپد،ولی بگویی

برچسب: نویسنده: نگار بختیاری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 18:58

صفحه بندی